GEO: فرصتی برای دیده شدن در عصر هوش مصنوعی

GEO: فرصتی برای دیده شدن در عصر هوش مصنوعی

همیشه بحث‌هایی درباره‌ی اصطلاحات و تعاریف در بین سئوکاران وجود داشته است. این جدال‌ها گاهی با پیش‌بینی‌های بدبینانه از آینده‌ی خودِ شغل سئوها همراه می‌شود. این موضوع در سال 2025 هم ادامه داشت، زمانی که بحث بر سر نام‌گذاری روش‌هایی برای نمایش کسب‌وکارها در خروجی مدل‌های زبانی بزرگ (LLM) داغ شد: آیا باید آن را GEO گفت؟ یا AI SEO؟ AEO؟ یا شاید همان SEO کافی باشد؟

اما سوالات مهم‌تری نیز در این میان وجود دارد. آیا GEO واقعاً مهم است؟ آیا سئوکاران باید به آن بپردازند؟ و آیا اساساً با SEO تفاوتی دارد؟

همانطور که معمولا اتفاق می‌افتد، پاسخ‌ها ساده نیستند؛ ظرافت‌های خاص خود را دارند. بله، سئوکاران بهترین موقعیت را برای انجام کارهای GEO دارند. بله، تاکتیک‌ها همپوشانی زیادی با یکدیگر دارند، اما تفاوت‌هایی نیز وجود دارد. خیر، GEO جایگزین ترافیکی که از SEO به دست می‌آورید (یا آورده‌اید) نخواهد شد؛ حداقل در آینده‌ای نزدیک. اما بله، این موضوع اهمیت حیاتی دارد و باید آن را اندازه‌گیری کنید.

اصلاً SEO چیست؟ اگر برگردیم به 5 سال پیش، اکثر مشتریان شرکت‌های مشاوره سئو، تیم‌هایی داشتند که مسئول نصب Google Analytics در وب‌سایت‌ها بودند. چرا؟ زیرا Google Analytics یک موتور جستجوی گوگل نیست. این وظیفه به راحتی می‌توانست به عهده‌ی تیم UX، یا تیم تبلیغات پولی (Paid Search)، یا حتی مهندسی و فناوری باشد.

حداقل بخشی از دلیل این تفکیک معمولاً این است که سئوکاران جایگاه ویژه‌ای را به‌عنوان حل‌کننده‌های فنی بازاریابی عمومی کسب کرده‌اند. اخیراً پیر فارد، سئوکار مشهور، سئوکاران را به عنوان مالکان محصول وب‌سایت توصیف کرد. و در حالی که این چارچوب جالب است، حتی آن هم تمام جنبه‌های کار یک سئوکار – از جمله کارهای آف‌سایت – را پوشش نمی‌دهد.

امروزه رایج شده است که بگویند تاکتیک‌های GEO و SEO کاملاً یکسان هستند. یا اینکه دنبال کردن روش‌های سنتی SEO باعث می‌شود شما عقب بمانید. واقعیت این است که با توجه به ریشه‌دار بودن در Google Search، هر چیزی که برای SEO کارآمد باشد بی‌فایده نیست. بسیاری از تاکتیک‌های مبتنی بر هوش مصنوعی که به‌عنوان هسته اصلی GEO معرفی می‌شوند، بازگوی بازآرایی‌شده‌ی تاکتیک‌های قدیمی و اثبات شده‌ی سئو هستند. با این حال، حوزه‌های جدیدی ظهور کرده‌اند یا حداقل تاکیدات مهمی تغییر کرده‌اند.

مهم‌ترین این موارد احتمالاً استراتژی محتوای آف‌سایت است. بسیاری از سئوکاران تمایل چندانی به فکر کردن درباره‌ی این موضوع ندارند، زیرا انجام آن بسیار دشوارتر از تولید محتوا در وب‌سایت خودتان است. اما اگر واقعاً می‌خواهید دیده‌شدن شما در نتایج LLM را افزایش دهید، باید به نوعی نفوذ کنید و حوزه‌های مرجع (authoritative) ثالث را که درباره برند شما یا برندهای رقبای شما صحبت می‌کنند تحت تأثیر قرار دهید. برای مثال، ممکن است متوجه شوید که پاسخ‌های جستجو در موضوعات مورد علاقه شما، رقبا را برتری می‌دهند و مقالات خاصی به عنوان منبع این یافته‌ها ذکر می‌شوند. در این صورت، می‌توانید با خبرنگار یا وب‌سایت مربوطه تماس بگیرید تا نام برند خودتان را نیز بیاورید یا هرگونه اطلاعات نادرست را اصلاح کنید. این کار شباهت زیادی به Link Building دارد، به جز اینکه دیگر آنقدر نگران لینک نیستید.

این نکته به‌طور تصادفی می‌تواند فرصتی بزرگ برای ناشران (publishers) فراهم کند تا ارزش مبادله‌ای ارائه دهند. اما این یک داستان جداگانه است.

محاسبه دقیق قدرت برند با Moz Pro

بله، ترافیک تولید شده توسط ChatGPT ممکن است حتی در حال کاهش باشد. با این حال، همانطور که شواهد نشان می‌دهند ChatGPT جایگزینی برای Google Search نیست، نباید انتظار داشته باشیم که نقش مشابهی را در قیف‌های ما ایفا کند. شما انتظار ندارید تلاش‌های روابط عمومی (PR) سنتی یا تبلیغات برند خودتان بر روی تلویزیون ترافیک قابل اندازه‌گیری ایجاد کنند. قطعاً از آن‌ها به عنوان متریک اصلی برای قضاوت در مورد اثربخشی هزینه استفاده نمی‌کنید. همین درباره‌ی LLMها صدق می‌کند – اگر در حال بهینه‌سازی برای ظاهر شدن در پاسخ‌های مدل زبانی هستید، با توجه به اطلاعات فعلی موجود، در واقع دنبال ترافیک نیستید. شما می‌خواهید وارد گفتگو شوید، آگاهی ایجاد کنید و باعث کشف (discovery) برند خودتان شوید. شاید به‌طور کلی SEO در ابتدای قیف (top-of-funnel) هم در این راستا پیش برود، با توجه به رتبه‌بندی‌های اطلاعاتی صفر کلیک در صفحات نتایج جستجو.

البته یک نکته مهم وجود دارد: ویژگی‌های خرید. همانطور که نتایج هوش مصنوعی شامل فیدهای محصول می‌شوند، ممکن است بیشتر شبیه کانال عملکرد (performance channel) شوند، اما این فقط برای انواع خاصی از مشاغل صدق می‌کند.

پاسخ یکسان و مناسب برای همه وجود ندارد! با این حال، اکثر وب‌سایت‌ها باید حداقل به اصول اولیه نگاه کنند. این بدان معناست:

  • آشنایی با استراتژی‌های GEO
  • پیاده‌سازی تاکتیک‌های اساسی در محتوا و لینک‌سازی (link building)
  • اندازه‌گیری عملکرد GEO

این نکته دلیل ارائه ردیابی قابلیت مشاهده هوش مصنوعی (AI Visibility Tracking) به مشتریان STAT است. (مشتریان Moz Pro – منتظر باشید، در سال جدید!)

صرف نظر از اینکه چندین سایت را مدیریت می‌کنید یا میلیون‌ها صفحه دارید، میزان فرصت بستگی به برند شما بسیار متفاوت خواهد بود، درست مانند ترکیبی از بازاریابی عملکردی که برای هر برندی منحصربه‌فرد است. نتیجه اصلی در حال حاضر این است که این یک چشم‌انداز تاکتیکی آشنا (اگرچه پراکنده) با اهداف تجاری کاملاً متفاوتی است. شما اینجا نیستید تا نتایج SEO خود را جایگزین کنید، بلکه به دنبال چیز جدید و متمایزی هستید.


نظرات نویسنده کاملاً شخصی بوده (مگر در صورت تلقین احتمالی) و ممکن است همیشه منعکس‌کننده نظرات Moz نباشد.

📌 توجه: این مطلب از منابع بین‌المللی ترجمه و بازنویسی شده است.